حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

غزل بارانی-پیچک شعر-/شهر من//شهر کاغذی من/

مثال غزل های بارانی

یک پیمانه شعر برای سرودن تنهایی

بال از پر  لغاتی که میبرد شعرم را

روی شانه ی عقابی در خلوت آسمانی

نقطه های سرازیر جمله های پنهانی

روی سکوت شهر یک نفر سرود شعری مهتابی

-----------------

تنیده برگهای پیچکی که میبرد به آسمان

گلها را تا ابرها و کهکشان

راه شیری کجا بود وسط شعر من تابید خورشید

راه را نشان داد  کنج قفس سرودن ها را

مچاله در کاغذ باطله روزنامه تاریخ گذشته

تیک تیک خودکار روی ضربدر کجا های هجایای پنهانی

وسط کلمات شعر میزند طبل خرامیدن در اشک

پتک ضربات تیشه روی واژه

غزل یا مثنوی یا دوبیتی فرقی ندارد

جملاتن که میبرند کلمات را در خط چین شدن از پرهای بارانی

----------------

/شهر من/
شهر من خواب زده در دل او ماه زده
شهر من تاریکو اما نورانیست یک جمله از این بیت چراغانیست
شهر من سوت کور نیست ولی جای او در دل مهتاب ولی
شهر من فریاد خاموش دارد دو سه بیت شعر فراموش دارد
شب من تارو غمین هست ولی صبحش چقدر غزل سرائیست ولی
بازی دل دلو دلبر دارد یک نفر حال پریدن دارد
نقطه ها هم سر بستن شعرم با هم سکوی شمردن ز بیت ها دارند
شاعر-حسام الدین شفیعیان
/شهر کاغذی من/
شهر من جایی هست پشت دریای اقاقی های مجنون
پشت لبخند نگاهی مدفون
شهر من جایی در دل غمهای منست
این بدین عمر که تنهایی من شهر منست
شهر من کاغذی از دفتر داشت
رودی از گفتنو از خفتن داشت
شاعر-حسام الدین شفیعیان