حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

حسام الدین شفیعیان

وبلاگ رسمی و شخصی حسام الدین شفیعیان

مزمور سی و ششم

مزمور سی و ششم

1.                 برای سالار مغنیان مزمور داوید بندة‌ خد.اوند

2.                 در قلبم می‌اندیشم که گناه به ظلم می‌گوید که ترس خد.اوند مد نظر او نباشد

3.                 زیرا خویشتن را در نظر خود تملق می‌گوید، تا گناهش ظاهر نشود ومکروه نگردد

4.                 سخنان زبانش شرارت و حیله است، از دانشمندی و نیکوکاری دست برداشته است

5.                 شرارت را بر بستر خود تفکر می‌کند، خود را به راه ناپسند رهرو کرده از بدی نفرت ندارد

6.                 ای خد.اوند رحمت تو در آسمان‌هاست، و امانت تو تا افلاک

7.                 عدالت تو مثل کوه‌های خد.است و احکام تو لجة عظیم، ای خد.اوند انسان و بهائم را نجات می‌دهی

8.                 ای خدا رحمت تو چه ارجمند است، بنی‌آدم زیر سایة بال‌های تو پناه می‌برند

9.                 از فراوانی خانة‌ تو سیراب می‌شوند، از نهر خوشی‌های خود ایشان را می‌نوشانی

10.            زیراکه نزد تو چشمة حیات است، و در نور تو روشنایی را خواهیم دید

11.            رحمت خود را برای عارفان خود مستدام فرما، و عدالت خود را برای راست‌دلان

12.            پای تکبر بر من نیاید، و دست شریران من را گریزان نسازد

13.            در آنجا بدکرداران افتاده‌اند، ایشان انداخته شده‌اند و نمی‌توانند برخاست

مزمور سی و پنجم

مزمور سی و پنجم

1.                 مزمور داوید، ای خد.اوند با خصمان من مخاصمه نما، و جنگ کن با آنانی که با من جنگ می‌کنند

2.                 سپر و محافظ را بگیر، و به یاری من برخیز

3.                 و نیزه را بیرون آور و راه را پیش روی جفاکنندگانم ببند، و به جان من بگو من نجات تو هستم

4.                 خجل و رسوا شوند آنانی که قصد جان من دارند، و آنانی که بد اندیش من هستند به قهقرا رفته و خجل شوند

5.                 مثل کاه در مقابل باد باشند، و فرشتة خد.اوند ایشان را از خود براند

6.                 راه ایشان تاریک و لغزنده باد، و فرشتة خد.اوند ایشان را از خود براند

7.                 زیرا دام خود را برای من بی‌سبب در حفره‌ای پنهان کردند، که آن را برای جان من بی‌جهت کنده بودند

8.                 هلاکت ناگهانی بدو برسد، و دامی که پنهان کرد خودش را بگیرد، و در آن به هلاکت گرفتار گردد

9.                 و اما جان من در خد.اوند شادی خواهد کرد، و در نجات او ترنم خواهد نمود

10.            همة استخوان‌هایم می‌گویند ای خد.اوند کیست مانند تو، که مسکین را از شخص قوی‌تر از او می‌رهاند، و مسکین و فقیر را از تاراج کنندة وی

11.            کینه‌توزان برخاسته‌اند، چیزهایی را که نمی‌دانستم از من می‌پرسند

12.            به عوض نیکویی بدی به من می‌کنند جان من را بی‌کس گردانیده‌اند

13.            و اما من چون ایشان بیمار بودند پلاس می‌پوشیدم، جان خود را به روزه می‌رنجانیدم، و دعایم به سینه‌ام برمی‌گشت

14.            مثل آنکه او دوست و برادرم بود، سرگردان می‌رفتم، چون کسی که برای مادرش ماتم گیرد از حزن خم می‌شدم

15.            ولی چون افتادم شادی کنان جمع شدند، آن فرومایگان بر من جمع شدند، و کسانی که نشناخته بودم من را دریدند و ساکت نشدند

16.            مثل بدکارانی که برای لقمه نان مسخرگی می‌کنند، دندانهای خود را بر من می‌فشارند

17.            ای خد.اوند تا به کی نظر خواهی کرد، جان من را از خرابی‌های ایشان برهان و یگانة‌ من را از شیربچه‌گان

18.            و تو را در جماعت بزرگ حمد خواهم گفت، تو را در میان قوم عظیم تسبیح خواهم خواند

19.            تا آنانی که بی‌سبب دشمن من هستند بر من فخر نکنند، و آنانی که بر من بی‌سبب بغض می‌نمایند چشمک نزنند

20.            زیرا از صلح سخن نمی‌گویند، و بر آنانی که در زمین آرامند سخنان حیله‌آمیز را تفکر می‌کنند

21.            و دهان خود را بر من باز کرده، می‌گویند هه هَه چشم ما دیده است

22.            ای خد.اوند تو آن را دیده‌ای پس سکوت نفرما، ای خد.اوند از من دور مباش

23.            خویشتن را برانگیز و برای داد من بیدار شو، ای خد.ای من و خد.اوند من برای دعوی من

24.            ای خد.اوند خد.ایم من را موافق عدل خود داد بده، مبادا برمن شادی نمایند

25.            تا در دل خود نگویند اینک مراد ما، تا نگویند او را بلعیده‌ایم

26.            و آنانی که در بدی من شادند با هم خجل و شرمنده شوند، و آنانی که بر من تکبر می‌کنند به خجلت و رسوایی مشهور شوند

27.            آنانی که خواهان حق من هستند ترنم و شادی نمایند، و دائما گویند خد.اوند بزرگ است که به سلامتی بندة خود رغبت دارد

28.            و زبانم عدالت تو را بیان خواهد کرد، و تسبیح تو را تمامی روز

File:San Giovanni Battista nel deserto - Tanzio da Varallo.jpg - Wikimedia  Commons

مزمور سی و چهارم

مزمور سی و چهارم

1.                 مزمور داوید وقتی که منش خود را به‌حضور اَبیمِلِک تغییر داد و از حضور او بیرون رانده شده برفت

2.                 خد.اوند را در هر وقت متبارک خواهم گفت، تسبیح او دائماً بر زبان من خواهد بود

3.                 جان من بخاطر خد.اوند فخر خواهد کرد، مسکینان شنیده شادی خواهند نمود

4.                 خد.اوند را با من تکبیر نمایید، نام او را با یکدیگر برافرازیم

5.                 چون خد.اوند را طلبیدم من را مستجاب فرمود، و من را از جمیع ترس‌هایم خلاصی بخشید

6.                 به سوی او نظر کردند و منور گردیدند، و رویهای ایشان خجل نشد

7.                 این مسکین فریاد کرد و خد.اوند او را شنید، و او را از تمامی تنگی‌هایش رهایی بخشید

8.                 فرشتة خد.اوند گرداگرد ترسندگان او است، اُردو زده ایشان را می‌رهاند

9.                 تشخیص دهید و ببینید که خد.اوند نیکو است، خوشا به حال شخصی که بدو توکل می‌دارد

10.            ای مقدسان خد.اوند از او بترسید، زیرا که ترسندگان او را هیچ کمی نیست

11.            شیر‌بچگان بینوا شده، گرسنگی می‌کشند، و اما طالبان خد.اوند را از هیچ چیز نیکو کمی نخواهد بود

12.            ای فرزندان بیایید من را بشنوید، تا ترس خد.اوند را به شما تعلیم دهم

13.            کیست آن شخصی که آرزومند حیات است، و طول ایام را دوست می‌دارد تا نیکویی را ببیند

14.            زبانت را از بدی نگاه‌دار، و لب‌هایت را از سخنان حیله‌آمیز

15.            از بدی اجتناب نما و نیکویی بکن، صلح را طلب نما و در پی آن بکوش

16.            نظر خد.اوند بسوی صالحان است، و توجه وی به سوی فریاد ایشان

17.            روی خد.اوند به سوی بدکاران است، تا ذکر ایشان را از زمین منقطع سازد

18.            چون (صالحان) فریاد برآوردند خد.اوند ایشان را شنید، و ایشان را از همة تنگی‌های ایشان رهایی بخشید

19.            خد.اوند نزدیک شکسته دلان است، روح کوفتگان را نجات خواهد داد

20.            بدیهایی (که بر) مرد صالح (حادث می‌شود) بسیار است، اما خد.اوند او را از همة آنها خواهد رهانید

21.            همة استخوان‌های ایشان را نگاه می‌دارد، که یکی از آنها شکسته نخواهد شد

22.            شریر را شرارت هلاک خواهد کرد، و از دشمنان مرد صالح مواخذه خواهد شد

23.            خد.اوند جان بندگان خود را فدیه خواهد داد، و از آنانی که بر وی توکل دارند مواخذه نخواهد شد

مزمور سی و سوم

مزمور سی و سوم

1.                 ای صالحان بخاطر خد.اوند شادی نمایید، زیرا که تسبیح خواندن راستان را می‌شاید

2.                 خد.اوند را با بربط حمد بگویید، با عود ده تار او را سرود بخوانید

3.                 سرودی تازه برای او بسرایید، نیکو بنوازید با آهنگ (بلند) تروعا

4.                 زیرا کلام خد.اوند مستقیم است و جمیع کارهای او با امانت است

5.                 عدالت و انصاف رادوست می‌دارد، جهان از رحمت خد.اوند پر است

6.                 به کلام خد.اوند آسمانها ساخته شدند، و کل امکانات آنها به اراده و امر او (ایجاد شدند)

7.                 آب‌های دریا را مثل توده جمع می‌کند، و لجه‌ها را در خزانه‌ها ذخیره می‌نماید

8.                 تمامی اهل زمین از خد.اوند بترسند، جمیع سکنة ربع‌ مسکون از او بترسند

9.                 زیرا که او گفت و شد، اوامر فرمود و برپا گردید

10.            خد.اوند مشورت امت‌ها را باطل می‌کند، تدبیرهای قبائل راباطل می‌گرداند

11.            مشورت خد.اوند استوار است تا به ابد، تدابیر (مورد) نظر او نسل بعد نسل

12.            خوشا به‌حال امتی که خد.اوند خد.ای ایشان است، و قومی که ایشان را برای میراث خود برگزیده است

13.            از آسمان خد.اوند نظر افکند، و جمیع بنی‌آدم را نگریست

14.            از مقام جلوس خویش نظر می‌افکند، بر جمیع ساکنان جهان

15.            او که دل‌های ایشان را جمیعاً سرشته است، و اعمال ایشان را درک می‌نماید

16.            پادشاه به زیادتی لشگر خلاص نخواهد شد، و جبار به بسیاری قوت رهایی نخواهد یافت

17.            نیروی اسب به جهت استخلاص بیهوده است، و به شدت قوت خود کسی را رهایی نخواهد داد

18.            اینک نظر خد.اوند بر آنانی است که از او می‌ترسند، بر آنانی که انتظار رحمت او را می‌کشند

19.            تا جان ایشان را از موت رهایی بخشد، و ایشان را در قحط زنده نگاه دارد

20.            جان ما منتظر (نجات) خد.اوند می‌باشد، او یاری‌گر و حافظ ماست

21.            زیرا که دل ما در او شادی می‌کند، و در نام قدوس او توکل می‌داریم

ای خد.اوند رحمت تو بر ما باد، چنان که به تو امیدوار بوده‌ایم

مزمور سی و دوم

مزمور سی و دوم

1.                 قصیده داوید، خوشا به حال کسی که عصیان او آمرزیده شد، و گناه وی مستور گردید

2.                 خوشا به حال کسی که خد.اوند به وی جرمی در حساب نیاورد، و درنیت او حیله‌ای نمی‌باشد

3.                 هنگامی که خاموش بودم استخوان‌هایم پوسیده می‌شد، از نعره‌ای که تمامی روز می‌زدم

4.                 چون که دست تو روز و شب بر من سنگین می‌بود، طراوت به خشکی تابستان مبدل گردید سلاه

5.                 به گناه خود نزد تو اعتراف کردم و جرم خود را مخفی نداشتم، گفتم عصیان خود را نزد خد.اوند اقرار می‌کنم، پس تو گناهم راعفو کردی سلاه

6.                 از این رو هر متقی در وقت اجابت نزد تو دعا کند که، وقتی که آب‌های بسیار به سیلان آیند هرگز بدو نرسند

7.                 تو ملجای من هستی من را از تنگی حفظ خواهی کرد، من را به سرودهای نجات ترنم خواهی نمود سلاه

8.                 تو را حکمت خواهم آموخت و به راهی که باید رفت ارشاد خواهم نمود، و تو را با نظر خود که با تو است نصیحت خواهم فرمود

9.                 مثل اسب و قاطر بی‌فهم مباشید، که آن‌ها را برای بستن به دهنه و لگام زینت می‌دهند، تا به تو نزدیک نشود

10.            غم‌های شریر بسیار می‌باشند، اما هر که بر خد.اوند توکل دارد رحمت او را احاطه خواهد کرد

11.            ای صالحان در خد.اوند شادی و وجد کنید، و ای همة راست‌دلان ترنم نمایید