۱بر خداوند توکل میدارم. چرا بهجانم می گویید: «مثل مرغ به کوه خودبگریزید.۲زیرا اینک شریران کمان را میکشند وتیر را به زه نهادهاند، تا بر راست دلان در تاریکی بیندازند.۳زیرا که ارکان منهدم میشوند و مردعادل چه کند؟»۴خداوند در هیکل قدس خود است و کرسی خداوند در آسمان. چشمان او مینگرد، پلکهای وی بنی آدم را میآزماید.۵خداوند مرد عادل راامتحان میکند؛ و اما از شریر و ظلم دوست، جان او نفرت میدارد.۶بر شریر دامها و آتش وکبریت خواهد بارانید، و باد سموم حصه پیاله ایشان خواهد بود.زیرا خداوند عادل است وعدالت را دوست میدارد، و راستان روی او راخواهند دید.۷زیرا خداوند عادل است وعدالت را دوست میدارد، و راستان روی او راخواهند دید.
۱ای خداوند چرا دور ایستادهای و خودرا در وقت های تنگی پنهان میکنی؟۲از تکبر شریران، فقیر سوخته میشود؛ درمشورت هایی که اندیشیدهاند، گرفتار میشوند.۳زیرا که شریر به شهوات نفس خود فخر میکند، و آنکه میرباید شکر میگوید و خداوند را اهانت میکند.۴شریر در غرور خود میگوید: «بازخواست نخواهد کرد.» همه فکرهای او اینست که خدایی نیست.۵راههای او همیشه استوار است. احکام تو از او بلند و بعید است. همه دشمنان خود را به هیچ میشمارد.۶در دل خود گفته است: «هرگزجنبش نخواهم خورد، و دور به دور بدی رانخواهم دید.»۷دهن او از لعنت و مکر و ظلم پر است؛ زیرزبانش مشقت و گناه است؛۸در کمینهای دهات مینشیند؛ در جایهای مخفی بیگناه را میکشد؛ چشمانش برای مسکینان مراقب است؛۹در جای مخفی مثل شیر در بیشه خود کمین میکند؛ به جهت گرفتن مسکین کمین میکند؛ فقیر را به دام خود کشیده، گرفتار میسازد.۱۰پس کوفته وزبون میشود؛ و مساکین در زیر جباران اومی افتند.۱۱در دل خود گفت: «خدا فراموش کرده است؛ روی خود را پوشانیده و هرگزنخواهد دید.»۱۲ای خداوند برخیز! ای خدا دست خود رابرافراز! و مسکینان را فراموش مکن.۱۳چراشریر خدا را اهانت کرده، در دل خود میگوید: «تو بازخواست نخواهی کرد؟»۱۴البته دیدهای زیرا که تو بر مشقت و غم مینگری، تا بهدست خود مکافات برسانی. مسکین امر خویش را به توتسلیم کرده است. مددکار یتیمان، تو هستی.۱۵بازوی گناهکار را بشکن. و اما شریر را ازشرارت او بازخواست کن تا آن را نیابی.۱۶خداوند پادشاه است تا ابدالاباد. امتها اززمین او هلاک خواهند شد.۱۷ای خداوندمسالت مسکینان را اجابت کردهای، دل ایشان رااستوار نمودهای و گوش خود را فراگرفتهای،تایتیمان و کوفته شدگان را دادرسی کنی. انسانی که از زمین است، دیگر نترساند.۱۸تایتیمان و کوفته شدگان را دادرسی کنی. انسانی که از زمین است، دیگر نترساند.
۱خداوند را به تمامی دل حمد خواهم گفت؛ جمیع عجایب تو را بیان خواهم کرد.۲در تو شادی و وجد خواهم نمود؛ نام تو راای متعال خواهم سرایید.۳چون دشمنانم به عقب بازگردند، آنگاه لغزیده، از حضور تو هلاک خواهند شد.۴زیرا انصاف و داوری من کردی. داور عادل بر مسند نشستهای.۵امتها را توبیخ نمودهای و شریران را هلاک ساخته، نام ایشان رامحو کردهای تا ابدالاباد.۶و اما دشمنان نیست شده خرابه های ابدی گردیدهاند. و شهرها را ویران ساختهای، حتی ذکر آنها نابود گردید.۷لیکن خداوند نشسته است تا ابدالاباد، و تخت خویش را برای داوری برپاداشته است.۸و او ربع مسکون را به عدالت داوری خواهد کرد، و امتها را به راستی دادخواهد داد.۹و خداوند قلعه بلند برای کوفته شدگان خواهد بود، قلعه بلند در زمانهای تنگی.۱۰و آنانی که نام تو را میشناسند بر توتوکل خواهند داشت، زیراای خداوند تو طالبان خود را هرگز ترک نکردهای.۱۱خداوند را که بر صهیون نشسته است بسرایید؛ کارهای او را در میان قومها اعلان نمایید،۱۲زیرا او که انتقام گیرنده خون است، ایشان را به یاد آورده، و فریاد مساکین را فراموش نکرده است.۱۳ای خداوند بر من کرم فرموده، به ظلمی که از خصمان خود میکشم نظر افکن! ای که برافرازنده من از درهای موت هستی!۱۴تا همه تسبیحات تو را بیان کنم در دروازه های دخترصهیون. در نجات تو شادی خواهم نمود.۱۵امتها به چاهی که کنده بودند خودافتادند؛ در دامی که نهفته بودند پای ایشان گرفتار شد.۱۶خداوند خود را شناسانیده است و داوری کرده، و شریر از کار دست خود به دام گرفتارگردیده است. هجایون سلاه.۱۷شریران به هاویه خواهند برگشت و جمیع امت هایی که خدا رافراموش میکنند،۱۸زیرا مسکین همیشه فراموش نخواهد شد؛ امید حلیمان تا به ابد ضایع نخواهد بود.۱۹برخیزای خداوند تا انسان غالب نیاید. برامتها به حضور تو داوری خواهد شد.ای خداوند ترس را بر ایشان مستولی گردان، تاامتها بدانند که انسانند. سلاه.۲۰ای خداوند ترس را بر ایشان مستولی گردان، تاامتها بدانند که انسانند. سلاه.
۱ای یهوه خداوند ما، چه مجید است نام تودر تمامی زمین، که جلال خود را فوق آسمانها گذاردهای!۲از زبان کودکان وشیرخوارگان بهسبب خصمانت قوت را بنا نهادی تا دشمن و انتقام گیرنده را ساکت گردانی.۳چون به آسمان تو نگاه کنم که صنعت انگشتهای توست، و به ماه و ستارگانی که تو آفریدهای،۴پس انسان چیست که او را به یادآوری، وبنی آدم که از او تفقد نمایی؟۵او را از فرشتگان اندکی کمتر ساختی و تاج جلال و اکرام را بر سراو گذاردی.۶او را بر کارهای دست خودت مسلط نمودی، و همهچیز را زیر پای وی نهادی،۷گوسفندان و گاوان جمیع، و بهایم صحرا را نیز؛۸مرغان هوا و ماهیان دریا را، و هرچه بر راههای آبها سیر میکند.ای یهوه خداوند ما، چه مجیداست نام تو در تمامی زمین!۹ای یهوه خداوند ما، چه مجیداست نام تو در تمامی زمین!